تبلیغات
بارقه ی شعر و نقد

بارقه ی شعر و نقد

کلمه پذیرنده نبود ، پوشاننده بود


 زن عاشق که باشد

فرقی نمی کند شال ببافد یا چفیه ای شطرنجی

زنان به هرزبانی حرف دلشان را می زنند

یکی گرم

یکی سرد!

رنگ ها ،

عاشقانه ترین دلتنگی برای بافتن اند

برای سرخی لحظه هایی

که حتی

سیلیِ مرگ ،

مجابشان نمی کند.

 

 


نوشته شده در جمعه 8 مرداد 1395 ساعت 10:57 ق.ظ توسط سلبی ناز رستمی نظرات | |


قرنی گذشت،

تا به ظهرهای داغش فکر کنم.

به شعله های لبالب آتش

که بی هیچ مجالی،

ازگلوی صامت خورشید بالا می آمد

به غروب های کوتاهش که چنان بغض های من

از سراشیبی تاریخ پایین می رفت.

قرنی گذشت تا به خود بیایم

به تفحص دلپذیری ،

که ازخاک بی قرار تو می وزید.

بی بهانه !

           غمگین  

هرچه هستم

            یا که نیستم

فقط ،

یک زائرم که به بوی پیراهنی

هوایی شده است.    


از کتاب «فوج فوج فرشته می بارد»


نوشته شده در جمعه 8 مرداد 1395 ساعت 10:54 ق.ظ توسط سلبی ناز رستمی نظرات | |


به خاطر تو در آیینه می خندم

همین مرا کافی ست که در تنِ نشکفته ی گل ها

به دنبال بهاری باشم

که به ره مانده!

 

برای تو مشاطه می کنم

به اینکه هربار فکر کنم

که تو در آیینه می رویی!

 

نمی توانم به اندازه ی یک دشت شقایق

عاشقت باشم

نمی توانم به اندازه ی لبخند تو گریه نکنم

به هرزبانی،

 اشک هایم جاری می شوند.

 

زنی که منتظر تکه های استخوانت هم باشد

می تواند خیلی چیزها داشته باشد

می تواند خیل کبوتران را

از پس آئینه ببیند.

می تواند چشمانش دو طبقِ سرخ شقایق باشد

یا بغضی درتپش ابر ،

درست در لحظه ای که از بوی تو مست می شود.

 

این هدیه ای که در آغوشم غنوده

پرو بال ،در چشمه ی خورشید می شوید

در آیینه ای،

که شهپرهایش

باز می شود رو به لبخند ِخدا!


از کتاب "بوی نارنجی نارنجک"


نوشته شده در جمعه 8 مرداد 1395 ساعت 10:51 ق.ظ توسط سلبی ناز رستمی نظرات | |



التماس نمی کنم

که سکوت چشمانت را ،

رها کنی در سکسکه ی بی واسطه ی اشک هایم!

 التماس نمی کنم که کنارم باشی

تا چنان کبوتری،

بر هره ی دستانم پهلو بگیری!

 

بهانه نیاور؛

خو کرده ام به گریه های گاه و بی گاه

و به این بالش پرکلاغی ،

که دنباله ی آوازش را

در تاریکی چشم های تو جار می زند!

 

هربار که ابرها خندیدند

هربار که بادها وزیدند

هربار که کاسه ی چشمانم 

پرشدند از ماه و ماهی

بی حافظه و

سرگردان

از زیر بارش این اندوه شتک زده ،

به جستجوی تنهایی ام بیا!


 از کتاب "شلوغ تراز باد"نشر هنر رسانه ی اردیبهشت 


نوشته شده در جمعه 8 مرداد 1395 ساعت 10:47 ق.ظ توسط سلبی ناز رستمی نظرات | |


1

وقتی می خندید،

قند توی دلم آب می شد.

نمی دانستم که این خنده ها

 از تلخی  شورابه ایپر می شود

که زخم های دلم را

تازه تر می کند!

2

مسافرِ آسمان بود

زمینی نبود

تا با پاره عکسی ،

انگشتری ،

سراغش را از ایستگاهی بگیرم

که خاکش ،

پشت به احتیاط هرچه مسافر

تعجیل می کرد.

3    

شکسته تر از نور

به اوج ،

خیره مانده بود.

به مأذنه ای از پرواز

وخاکدانی ،

که نماز قصرش

در رحیلِ

هیچ خاکی نگنجید.

 4            

  تو ،

شهید زنده ای

با هزار سرفه ی خونین

که با اولین تعارفِ سلام پرپر می شود.

ومن ،

فرشته ای کوچک

برهره ی دستانت ،

دعا می کند که ای کاش،

مرغ از قفس می پرید!

 

                


نوشته شده در چهارشنبه 9 تیر 1395 ساعت 10:44 ق.ظ توسط سلبی ناز رستمی نظرات | |


" شلوغ تر از باد " - سلبی ناز رستمی

مجموعه شعر " شلوغ تر از باد " در 105 صفحه ، با شمارگان 1000 نسخه و با قیمت  7000 تومان در سال  - انتشارات  " هنر رسانه   اردی بهشت " در تهران 1394 منتشر شده است . این مجموعه دربردارنده ی 100 قطعه شعرسپیدو آزاد با مضامین عاشقانه واجتماعی است .

شاعر در سیاهی و سایه پرسه می زند و در تقابل با زندگی مرگ را برجسته نشان می دهد .

" چه طعم خشکی دارد مرگ " که از هوای هر در مخفی می آید و در مدار خیس چشمان شاعر می نشیند

" کاش کسی به ما گفته بود

که مرگ نمی آید . . .  " - 38

اما در کنار زندگی مرگ در حاشیه حضور دارد " در دالان های پیچ در پیچ سایه ها " شکل پرنده ی غمگین در باد و بادبادک و بند بند شاخه ها . و ریتم ممند حروف ، نه به نیت خلق موسیقی که زندگی شاعر را از ریتم و روال می اندازد .  هر رویداد دیگری در این مجموعه دارای مفهوم نمادین هستند  . و در ذهن و زندگی شاعر و در ارائه ی حرف اثر مستقیم دارد .

" و آفتاب

برگ نامفهومی

که در هیچ صبحی طلوع نکرد " 11

با این همه شعر برای شاعر مفهومی دیگری دارد . حادثه ای در آمدن کسی یا چیزی  " پیامبر کوچکی

که مدام نازل می شود " تا با تلنگری ذهن شاعر را تکان دهد و او را به حقیقت نهفته آشنا کند .

"  این روزها،

مرگ فقط یک پرنده ی غمگینی  است

 که با بادها و /  بادبادکها     

 در بند بند  ِ شاخه ها می پیچد . 58

حوادث و اتفاقات محیط زندگی تکلیف شاعررا در تکوین شعر و ایجاد موقعیت جدید در بازتاب تفکر، مشخص می کند تا فضای نوتری بازکند و بتواند خواننده ی شعر را غافلگیرکند . زبانی که درعبوراز میان تجربه های موجود می تواند راهی نو در نوع بیان ایجاد نماید . و به اعتبار همین نگاه و با خلق زمینه های عاشقانه با احساس و عواطف موجود به شعر بلیغ برسد .

" تکلیف  ِ من                               

 تا به همیشه " دوست داشتن  ِ تو " ست                 

مثل  ِ نزول  ِ آیه ای                                                           

در شعرهای بلیغ 92

در این شرایط شاعر نگاه عمیق تری به جهان اطراف خود می اندازد . تا اتفاق تازه تری در ذهن شاعر و در ضمیر او شکل بگیرد . و طبیعت شاعر را متحول نماید و او را از تشویش ها و دلهره ها دور سازد . این اشتیاق شاعر را می توانیم در بیان او مرورکنیم

"  فکر کن به شعری که می تواند    

فقط، / پرنده باشد . . .

که در دور دست ها بال می کوبد . 10

هدف شاعر در این مجموعه عریان کردن و شفاف نشان دادن واقعیت ها ی موجود در زندگی است " مرا به روح آسمان بسپار" وقتی خورشید با اندک انتظاری طلوع می کند.

یک پنجره برای دیدن می خواهد تا حضور دوست را معنا کند . ورابطه ی درونی خود را با جهان آن سو پیوند بزند . " پنجره ای که هر بار چشم دریده تر/ خیابان ها را ورق می زند ." در این گونه دیدن شاعر می تواند بستری باز کند برای تعاطی افکار،عواطف و احساسات درونی و تعاملی ایجاد کند با کسی که شاعر را در انتظار نشانده است

" بر می گردی

نه شبیه یک پرنده ی خیس بر شاخسارِ پر تشویش پرواز!

نه شبیه ترنم زنگوله ای ،

که بی نفس در گوش دنیا می نوازد. 64

تمام آن چه موجب می شودتا شاعرمسیر تحولات ذهنی را در ارائه ی مضمون تغییردهد  و در تفکر خود و مخاطب شعر اثر بگذارد . همین بیان روائی و توصیف نوستالژی است که جهان هواهای تازه تر برای بیان خود خلق می کند .

" این روزها به چه فکر کنم

به اسکلتی که هربار از سایه ی خود می ترسد

به پرنده ای که بال هایش کشیده می شود

روی کوه ها ، / میان دره ها ؟!- 59

روش کاربردی شاعر در استفاده از عوامل زیباشناسی بیشتر با پرسشی از چرا و چگونه  و تردید همراه است.  از " کوچ ِپرنده ی گمنامی/ که شاخه ها را از یاد برده اند. " تا : ترسی که او را از سایه دوست هم دور می کند و به انتظار سبد های خالی ستاره شماری کند .

" این روزها دیگر ،

قلاب هیچ ماهیگیری روز را از شب

شب را از روز بیرون نمی کشد. " 58

در حالت های مختلف ترس ناشی از شرایط موجود موجب در هم ریزی خیال و خاطره در زبان شاعرمی شود و عواطف او را درگیر امور غیر منتظره می کند .

" می ترسم / در برزخ این همه پریشانی

دست های تو را گم کنم " 26

مضامین حاصل از ترس به اضطراب درونی سلبی ناز رستمی دامن می زند و مانور آن را بیش تر در ذهن و در زبان شاعر جاری می کند . " شاخه ، چه نسبتی با دستان تو دارد " که عشق را عامل نزدیکی به دوست نمی داند !

" پیش از آنکه نفس برآرم

تو دور می شوی.

چه جان کندن عجیبی / حتا ،

با لب فرو بستن و /  دم نزدن؟! - 87

می بینیم که با استفاده از ترکیب کنائی " دم نزدن و لب فرو بستن " به جان کندن حیرت آوری می رسد که با دانش ودرک این شاعر و منتقد حرفه ای شعر در تضاد است .

" حتا در خزان ترین  ِ آفتاب هم  

جهانی  می آشوبد درمن  

خواب  ِ قیلوله  کم از کابوس ندارد! " 103

با صراحت تمام تکلیف خود را با خودش روشن می کند . دلتنگی ، ترس ، سایه ، مرگ و سکوت را به راحتی دربیان شاعرانه جاری می سازد . به دنبال راهی است تا رندانه زمینه رهائی خود را از عوامل دست و پا گیر که او را دلگیر کرده است فراهم نماید .

" شناگر  ِ ماهری نیست                

گاهی در بیداری هم                  

غرق مان می کند ، مرگ ! 93

اگر چه عوامل فوق تاثیری در فرم و ساختمان شعر ندارند . اما نیت آن در ذهن شاعر موجب می شود تا به صورت ساده و گفتاری زمینه محتوایی شعر را حول همین محور های موجود بنا کند . لزوم چنین دیدگاهی موجب می شود تا آن چه در تخیل شاعر و در حافظه ی او وجود دارد . در محور هم نشینی کلام تناسبی بین آن ها بر قرار نماید .

" این روزها به آسمان هم شک می کنم

آن هنگام که زمین ،

در شلوغی اقیانوس ها و

رقص ماهی ها گم می شود." 64

به هر شکل ، شاعر با استعاره ، تشخیص ، مراعات نظیر ، واج آرائی در محور افقی شعر تلاش می کند تا با بیان تغزلی نشان دهد که " چشمانم / بی خواب تر از پلک پنجره " است .و هیچ شبی را تنها تر از مردمک ماه نمی بیند . واقعیت های دنیای پیرامون خود را با مخاطبان شعر خود در میان می گذارد . و تنهائی را در گستره ی معنا های متعارف این گونه تعریف می کند.

" این تنهایی ،

عجول تر از آنست که انگشت فرو کند

در چشمِ روزشمارهایی

که تو را با بادهای شبانه تخمین می زند " 76

از موقعیت نا به سامان دنیا که چنگ در خیال و خاطره می زند  سخن می‌گوید " حالا دنیا از خیال تو بیرون نمی آید "  و به نمایش همه ی دریافت های خود از زندگی می‌پردازد . " سبکبال تر به کوچه می روم " تا در انتقال عواطف بتواند زمینه ی وسیع تری از زندگی و جهان شاعرانه را ترسیم و در تلفیق امور حسی و انتزاعی موفق تر عمل کند

" چگونه بگویم که تو

پرنده ی غمگینی هستی

که از اشتیاق فصل ها کوچیده ای " 33

کنارهم گذاشتن کلمات و ترکیب های کلامی بنا به ضرورت و به صورت آگاهانه در یک مصراع می تواند محتوای شعر را قوی تر در یک قطعه نشان دهد . اراده ی آگاهانه ای که می تواند گشایشی در زبان شاعر ایجاد کند . تا " درسپیده دم کوتاه ترین روز " دلتنگی را از خود دور کند..

" بی گمان شلوغ تر از هرچه باد و باران

و درختی که بی هیچ جوانه ای،

تب تند رسیدن می گیرد." - 65

رمز و رازهای یک اثر هنری در پوششی از تناسب های عوامل سازگار زمینه بروز و ظهور اندیشه را برای سرایش شعر فراهم می کند . اگر شاعر با درک درست از هم نشینی کلمه در بافت افقی شعرهمخوانی ایجاد نماید . بی گمان تردید های موجود در تفکر او بدل به رسیدن ، امید وسازگار با روحیه ی شاعرانه می شود  .

" کاش یادم بماند

کنار پنجره چراغی بگذارم " 100

با و جود روشنائی و نور در فضای شاعرانه می تواند به آرامش  یک سیب برسد که در پشت همان پنجره و در تب سرخ می سوزد.  مثل چیز هائی که نمی بیند و در آفتاب اتفاق می افتد . در چنین شرایطی با استفاده از عناصر کلامی در بافت معنایی  زمینه را برای تصاویر دیداری و حسی آماده می سازد . تا روح کلام در نظر مخاطب آسان جلوه کند

" این روزها ،

هر نسیمی که می وزد

کوچ ِپرنده ی گمنامی ست که شاخه ها را از یاد برده اند." 64

بانوی شعر سلبی ناز رستمی تلاش می کند تا بستری تازه در میان رابطه ها باز کند . به دنبال صدائی است که عاشقانه تر از سکوت او را دعوت به دیدار ناگهانی کند . با نیمرخی از طلوع آب !

" حادثه ای

که در آمدن تو هست

بی گمان / در رد پای هیچ پروازی نیست " 11

مجموعه شعر " شلوغ تر از باد " با بیان غنائی  به برجسته کردن روایتی می پردازد  که حسی سخت عاشقانه دارد و بُرد عاطفی در بسامد بالائی توجه مخاطبان شعر را جلب می کند .

" نیمرخی که طلوع می کند از آب و آینه " - 35

می دانیم که زبان ، معیار مشخص برای شاعرانی محسوب می شود که در یک مجموعه شعر ، نظریه ی نقد ادبی را در خود داشته باشد یعنی به لحاظ( فکری ، ادبی و زبانی ) نیاز منتقدان شعر را برآورده کند چون شاعر حضور انسان را در طبیعت شعرجست و جو می کند

یک واکنش عاطفی موجب می شود که تفکر شاعر بر انگیخته شود  . و به شوق پرواز ، پَر باز کند و تن به کوچ نا به هنگام پرستو ها بسپارد  و با یک تبسم ساده ، رمینه ی تماشا را فراهم کند .

" همین یک لبخند خاکستری

و نگاتیو های سوخته

کافی است . " - 83                                      

 عناصر بی جان وقتی صفات و احساسات انسانی را می پذیرد ذهن شاعر را اندکی از مفاهیم معمول دور می کند . حتی می تواند تازگی و طراوت زبان امروز شعر را شکوفا تر از پیش گسترش دهد . و رابطه های دیگری خلق کند که دامنه ی نفوذ شعر را با انتخاب مناسب ترین کلمات و ترکیبات ( نه ترکیبات  وصفی و اضافی ) و تکرار که در طول این مجموعه بسیار دیده می شود در موقعیت جدید نشان دهد . به انتظار روز هائی بهتر از این روز ها که در برابر نگاه شاعر نشسته است .

" این روزها ،

هر نسیمی که می وزد

کوچ ِپرنده ی گمنامی ست که شاخه ها را از یاد برده اند.

این روزها به آسمان هم شک می کنم

آن هنگام که زمین ،

در شلوغی اقیانوس ها و

رقص ماهی ها گم می شود.(ص58)

       


نوشته شده در جمعه 21 خرداد 1395 ساعت 06:53 ب.ظ توسط سلبی ناز رستمی بارقه | |


روز سوم خرداد:

 «فوج فوج فرشته می بارد» رونمایی شد


به گزارش دفاع پرس ، این مراسم با حضور سردار ارجمندفر جانشین قرارگاه حمزه سیدالشهداء، سردار اصلانی فرمانده انتظامی آذربایجان غربی، سردار قربان نژاد مدیرکل حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس استان، امیر جم معاون هماهنگ کننده قرارگاه منطقه ای شمالغرب کشور،  حضرت پور شهردار ارومیه، آقازاده رئیس دانشگاه علوم پزشکی استان، سیدمصطفوی مدیرکل آموزش و پرورش استان، مجرد مدیرکل صداوسیمای مرکز آذربایجان غربی، شعرا، رزمندگان عملیات بیت المقدس و نیز جمعی از خانواده ایثارگران آزادسازی خرمشهر در سالن آمفی تئاتر اداره کل حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس برگزار شد.

گفتنی است؛ در این مراسم سردار ارجمندی فر و سیدتقی کبیری به نقل خاطراتی از عملیات آزادسازی خرمشهر پرداختند؛ آقایان بیت الله جعفری و علی حبیبی از شعرای انقلاب اسلامی و دفاع مقدس نیز اشعاری در وصف فتح خرمشهر سرودند.

در ادامه مراسم همچنین از کتاب های فوج فوج فرشته می بارد سروده سلبی ناز رستمی، بدرود پنج ضلعی خونین نوشته مهرداد طاهری و نیز در اوج پرواز نوشته علی حسین فتحی پور که در حوزه ادبیات دفاع مقدس نوشته شده اند، رونمایی شد.


3 کتاب جدید از سوی حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس آذربایجان غربی در حال انتشار است


این مجموعه در دو فصل ارائه شده است ؛فصل اول با "عنوان فوج فوج فرشته می بارد "و فصل دوم با نام "گلوی صامت خورشید "که از لحاظ مضمون و محتوی بسیار قدرتمند عمل کرده است.



نوشته شده در دوشنبه 10 خرداد 1395 ساعت 08:46 ق.ظ توسط سلبی ناز رستمی نظرات | |


در روز مقاومت و پیروزی؛



«بوی نارنجی نارنجک» رونمایی شد


مراسم رونمایی از کتاب بوی نارنجی نارنجک که با حمایت بنیاد شهید و امور ایثارگران استان و با مجوز مرکز توسط خانم سلبی ناز رستمی تالیف گردیده , در روز مقاومت و پیروزی برگزار شد.

به گزراش گروه سایر رسانه های دفاع پرس، همزمان با روز دزفول و مقاومت و پیروزی در مورخه3/4 /95 راس ساعت 10 صبح , مراسم رونمایی از کتاب بوی نارنجی نارنجک که با حمایت بنیاد شهید و امور ایثارگران استان در شهرستان ارومیه و با مجوز مرکز توسط خانم سلبی ناز رستمی تالیف گردیده بود, در سالن فرهنگ و ارشاد اسلامی با حضور جمعی از مسئولین و مدیران استانی برگزار شد. این کتاب با محتوای شعر هم از لحاظ قالب وهم از لحاظ محتوایی بصورت آزاد و نو می باشد. 

از آثار دیگر خانم رستمی می توان به فوج فوج فرشته می بارد - نردبانی تا ثریا - گلوی مبین وشلوغ تراز باد اشاره کرد.


«بوی نارنجی نارنجک» رونمایی شد



نوشته شده در دوشنبه 10 خرداد 1395 ساعت 08:36 ق.ظ توسط سلبی ناز رستمی نظرات | |


 فکر کن به شعری که می تواند    

فقط،  

پرنده باشد

نوک بزند به اشتیاق  ِ دیرپای  غروبی،  

که در دور دست ها بال می کوبد ( قسمتی از شعر  ِ " بی چتر و خاطره " - شلوغ تر از باد - صفحه 10) 

 «  اکتاو یوپاز »  ، معتقد آست « .... شاعران ، زندگینامه ندارند ، زیرا آثار  ِ آنان  ، زندگیشان است....»   

 شعر در من پیامبر  ِ  کوچکی ست  

که مدام نازل میشود 

برلبم    

گوشم 

 و بر دلم که احلام تورا    

                       از چشمانم گرفته است . ( شلوغ تر از باد  - صفحه 86)

   « شلوغ تر از باد » ،  مجموعه ی شعرهای آزاد  ِ  شاعر  ِ آگاه ،  نویسنده ی فرهیخته، منتقد  ِ ادبی و مدرس  ِ دانشگاه  ، سرکار خانم  ِ « سلبی ناز رستمی » است .

 « فرو می روی»     

آیینه ای لایتناهی ام   

هر چند می نگری

در من                                                                    

عمیق تر    

 فرو می روی! ( شلوغ تر از باد  -  صفحه  86) 

« سلبی ناز رستمی » ، زاده ی سال  ِ  1359 خورشیدی  است . چراغش در شمال ، از شمال  ِ غربی می سوزد . شاعران ، معمار  ِ کلمات هستند و بر همین بستر ، اشعار  ِ « سلبی ناز رستمی »  با  قلمی  شیوا و روان ، فکری آزاد و تعهدی اجتماعی که ایشان  دارند و در  گستره ی نگاه بیکرانش  به انسان ، طبیعت و هر آنچه که در اوست  ، می باشد. 

 « تکلیف  ِ من »                 

تکلیف  ِ من                               

 تا به همیشه " دوست داشتن  ِ تو " ست                 

مثل  ِ نزول  ِ آیه ای                                                           

در شعرهای بلیغ ! (شلوغ تر از باد  - صفحه  92                                                                                                               در مجموعه شعرهای آزاد  ِ « سلبی ناز رستمی » ،  مخاطب به طور مکرر با پدیده ای آشنا  تحت  ِ عنوان  ِ  « مرگ  »  ، درگیر می شود .

 « مرگ» 

شناگر  ِ ماهری نیست                

گاهی در بیداری هم                  

غرق مان می کند مرگ ! (شلوغ تر از باد  - صفحه 93)

 « صادق هدایت  » ، از پیشاهنگان  ِ داستان نویسی و از پژوهشگران  ِ مطرح ایران زمین  ، در یکی از نامه های خود چنین نوشته است :  « .... تنها مرگ است که دروغ نمی گوید !»  

 این روزها،

مرگ فقط یک پرنده ی غمگینی  است

 که با بادها و

 بادبادکها     

 در بند بند  ِ شاخه ها می پیچد!(قسمتی از شعر  ِ " مرگ فقط یک پرنده ی غمگین است  - صفحات 59 و 58)    

« ویکتورهوگو » ، شاعر  ، رمان نویس و از بنیان گزاران رمانتیسم ادبی در قرن نوزدهم در فرانسه  ، معتقد است :

 «  ُ مردن چیزی نیست، زندگی نکردن ، هولناک است ! »

« ابر  ِ مردنی»    

حادث هیچ اتفاقی نبود

درهمخوابگی ِباد  

 این ابر  ِ مردنی! ( شلوغ تر از باد — صفحه 101)   

  نگارنده امّا ، معتقد است: « مرگ  ، هرگزنمی تواند نام و اندیشه را با خود به گور ببرد . زیستن ، یک امر ِ اجباریست. امّا چگونه زیستن ، یک اصل  ِ اختیاریست. »

 « سلبی ناز  رستمی»، در صفحه 103 کتاب  ِ « شلوغ تر از باد » که آخرین شعر  ِ این مجموعه است ، چنین می سراید:   

   « خواب  ِ قیلوله»  

حتا در خزان ترین  ِ آفتاب هم  

جهانی  می آشوبد درمن  

خواب  ِ قیلوله  کم از کابوس ندارد! 

 « شلوغ تر از باد » ، مجموعه ی شعرهای آزاد  ِ « سلبی ناز رستمی » ، در 103 صفحه ، با شمارگان  ِ 1000 نسخه و قیمت  70000 ریال در زمستان  ِ سال  ِ 1394 خورشیدی از سوی انتشارات  ِ " هنر رسانه   اردی بهشت در تهران "، به زیور چاپ آراسته گردیده  و به بازار  ِ کتاب عرضه شده است . به همین جهت ضرورت دارد  به شاعر ، ناشر  ِ کتاب و دوستداران  ِ کالای پر ارزش  ِ " شعر " ، چاپ  ِ کتاب  ِ « شلوغ تر از باد » را تبریک گفت . و« ما » اکنون ، مشتاقانه در انتظار  ِ مشاهده و مطالعه ی سایر  ِ آثار ِ سرکارخانم  ِ « سلبی ناز رستمی »  می باشیم .

 

سیاوش رضازاده

آدینه  27 فروردین ماه سال 1395 خورشیدی رشت

 


نوشته شده در دوشنبه 6 اردیبهشت 1395 ساعت 12:25 ب.ظ توسط سلبی ناز رستمی بارقه | |



چند شعر از این دفتر:

1
دوستت دارم

که یکی یکی به دانه های تسبیح خیره می شوم

به کلمه کلمه ای که فقط تو درکشان می کنی

مثل لحظه ای که بغض ها فرو می ریزند

جوانه ها،

نفس می گیرند از کپسول های اکسیژن!

 

چشم به راهی که فقط سرخ و

سفیدو

سبز نیست

 گاهی چشم به راهی شروع می شود از حاشیه ی قرآن و

جانماز ،

با زبان درخت ها و گل ها

در لابلای صفوف به هم فشرده ی پرنده ها!

 

گاهی چشم به راهی

می تواند بغض یک پلاک باشد

مثل ِآسمانی که یک عمر کسی بر بامش

دست نکشیده باشد!

 

دوستت دارم

باید بلند بلند تو را صدا بزنم

این همه فریاد نمی تواند

از جداره های این سینه عبور کند

 

کبوتر خونین بالم

به عریانی پرواز تو قسم

چنان با سرفه های تو در آمیخته ام

که گل با عطرش!


2

من خسته ام

از غباری که مدام روی آئینه می نشیند

از ذره نوری که سایه به سایه

به انکار چشمان تو می آید.

 

من خسته ام

از این نشان های گاه و بی گاه

از رنگ هایی که بی حضور تو بی رنگ اند

مثلِ یک دسته ی آفتابگردان

که نگاهش را از آسمان می گیرد.

 

من از این همه لحظه های سوخته

از این همه بی خوابی

از جویبار بغضی که خواب از چشم سحر می پراند

خسته ام !

 

باید بوی تو را ،

از شکوفه های نارنج بپرسم

از بهاری که پرستو هایش را فراموش کرده است

باید بگریزم از دامن این شهر

از آسمانی که هردم ،

سینه سرخی به آبادی باغتان پر می دهد.

 

من خسته ام

از گلوی زنی که گلبانگ رود رودش

بال فرشته ات را می سوزاند.



نوشته شده در چهارشنبه 26 اسفند 1394 ساعت 11:43 ق.ظ توسط سلبی ناز رستمی نظرات | |