تبلیغات
بارقه ی شعر و نقد - چند طرح کوتاه




بارقه ی شعر و نقد

کلمه پذیرنده نبود ، پوشاننده بود

« بی گمان »

 نه از دست می روی و

نه به دست می آیی

بی گمان سرابی و در تو

سنگی ،

پرسه می زند.

 

 « تمامش می کنم»

  ذره ذره

تمامش می کنم

مثل ِ چیزهایی که تو نمی بینی و

در آفتاب اتفاق می افتد!

 

 «کاش یادم بماند»

 بیهوده نیست که شبق ِگیسوانت

نشت می کند به هرجا

کاش یادم بماند

کنار پنجره چراغی بگذارم.

 

«آدم برفی»

به کجا می تواند پناه برد

از گردنه ی پربرف

آدم برفی!

  

«ابر مردنی»

حادث هیچ اتفاقی نبود

در همخوابگی ِباد

این ابر مردنی!

 

«بوی عنکبوت»

 دستم به شعری نمی رود

خوشا کلون خانه ای

که از بوی عنکبوت تهی ست!


نوشته شده در یکشنبه 12 مهر 1394 ساعت 04:36 ب.ظ توسط سلبی ناز رستمی نظرات |


(تعداد کل صفحات:[cb:pages_total]) [cb:pages_no]
Template By : Pichak