تبلیغات
بارقه ی شعر و نقد - لایه های معنا داردر مجموعه شعر"سیمین"اثر سیمین شیرالی




بارقه ی شعر و نقد

کلمه پذیرنده نبود ، پوشاننده بود

 "سیمین"اولین مجموعه ای از شعرهای سپید سیمین شیرالی می باشد که ازطرف نشر آرنا در 110 صفحه ارائه شده است. همان گونه که ازنام این مجموعه برمی آید"زن"به عنوان محوری ترین صورت نوشتاری درد با سیر تحول درادبیات هرکشوری تحت تاثیر فرهنگ،اجتماع و اوضاع سیاسی و اقتصادی آن جامعه قرار می گیرد. مجموعه شعر"سیمین"از این درد مستثنی نیست.گاهی سیر نزولی یاصعودی آن با درون مایه های متفاوت درحوزه های شعر،خلاقیت، تصویر،انگیزه های کافی و کشش های لازم برای نیل به افق های گسترده کاملن نمایان است.

آه ،

سرت را بردار

از روی زانوهایم

اشک هایت که می چکد

دامنم پراز تمساح می شود. (ص16)

   شعرهای سیمین ازتاویل های متنی سرشاراست.محتوی به شکل ماهرانه ای در ساختار شعری خود دخیل می شود. چشم اندازی که دراثبات وجودی شاعر به عنوان قشری از مردم بسیار محتاطانه عمل می کند. وگاهی نیز نگاهی فرمالیستی برباورهای اجتماعی و فرودستی زنان ازخود نشان می دهد. اوضاع گذشته،حال وآینده چیزی نیست که شعرش را در لفافه تعریف کند بلکه چگونه اندیشیدن هنری ست که درزبان شعری شاعر پدیدارمی شود.

تو که بودی

زمستان را

لحاف مادربزرگ گرم می کرد

رفتی

زمستان را سرما برد

در کوچه ها

یخ روئیده اند

تو که بیایی

می دانم درخت های عریان

دوباره باردار می شود. (83)

   یکی ازویژگی های مجموعه شعر"سیمین"ساده نویسی ست که درحقیقت برآناتومی تسلسل واری می چرخد. این سلسله که با پیوند بندهای ماقبل پیش می رود ؛هرکدام به شکل مجزا در چندگانگی معنا جولان می دهد و این همان سویه ی سیال درون متنی ست که معنای نهفته را به لایه های بیرونی شعر می کشاند.

سیگاری روشن می کنم

کنارآتش لب هایم

شاید خاکستری سرد کند

داغ نگفته هایم

پشت حنجره راه راه

سر بریده اند کبوتران بی آزارم(ص80)

   هر شاعری به فضایی نیاز دارد که در آن مکنونات قلبی خود را با زبان بی زبانی بیان کند. زنان معمولن برای اثبات هویت خود به زبان رمز و کنایه بیشتررغبت نشان می دهند. شیرالی نیز به اقتضای روزگار خویش ونوع زندگی بی تمایل به تفکر افراطی مونث گرایی نیست. هرچند صدای شیرالی در این گونه فضاها ضعیف عمل کرده اما نارسایی این فضاها دلیل برآن نیست که صدایش بالا و بالاتر نرود. دراین مجموعه استعاره ها که اغلب خود شاعرهستند با هنری ترین شکل ادبی ازخلاء های موجود می گذرد وازهمین فضای اندک به وسیع ترین فضایی می رسد که مخاطب را به عمق معنا درشعرش پیوند می زند. آفرینش در حوزه های هستی شناسیکی که بیانگر شکل طبیعی اندیشه وحالات شاعرمی باشد .

روسری ات بر باد می رود

در اضطراب باد

مثلِ نجابت قطره شبنم

به تابش خورشید(ص17)

   شاعر نوستالوژی های خودرا با شکل های مختلف بازگو می کند و به طورمکرربه توضیح آن از طریق شواهدی قوی وصادقانه دست می زند که هر کدام با ابتکار عمل و نیروی درونی منتج به تعابیر پرمفهوم وایجاد قوای محرکه در اندیشه وعاطفه می شود. اما ازمسائلِ دیگری که در شعرهای این مجموعه به چشم می خورد بی توجهی شاعربه موسیقی حاکم برکلام است.خوب می دانیم که اگرموسیقی را از شعربگیرندچیزی ازآن برجای نمی ماند. درست مانند آن که بگویند گوش ات را بگیر!وهیچ چیز بدترازآن نیست که خودمان را به کری بزنیم. گاهی هم اطناب درکلام موجب سردرگمی مخاطب وهمین طور شتابکاری های عمیق گشته است.


نوشته شده در دوشنبه 13 مهر 1394 ساعت 02:07 ب.ظ توسط سلبی ناز رستمی نظرات |


(تعداد کل صفحات:[cb:pages_total]) [cb:pages_no]
Template By : Pichak