تبلیغات
بارقه ی شعر و نقد - حضور انسان در طبیعت شعر/ به قلم منتقد ارجمند کشورمان جناب آقای منصور خورشیدی




بارقه ی شعر و نقد

کلمه پذیرنده نبود ، پوشاننده بود

" شلوغ تر از باد " - سلبی ناز رستمی

مجموعه شعر " شلوغ تر از باد " در 105 صفحه ، با شمارگان 1000 نسخه و با قیمت  7000 تومان در سال  - انتشارات  " هنر رسانه   اردی بهشت " در تهران 1394 منتشر شده است . این مجموعه دربردارنده ی 100 قطعه شعرسپیدو آزاد با مضامین عاشقانه واجتماعی است .

شاعر در سیاهی و سایه پرسه می زند و در تقابل با زندگی مرگ را برجسته نشان می دهد .

" چه طعم خشکی دارد مرگ " که از هوای هر در مخفی می آید و در مدار خیس چشمان شاعر می نشیند

" کاش کسی به ما گفته بود

که مرگ نمی آید . . .  " - 38

اما در کنار زندگی مرگ در حاشیه حضور دارد " در دالان های پیچ در پیچ سایه ها " شکل پرنده ی غمگین در باد و بادبادک و بند بند شاخه ها . و ریتم ممند حروف ، نه به نیت خلق موسیقی که زندگی شاعر را از ریتم و روال می اندازد .  هر رویداد دیگری در این مجموعه دارای مفهوم نمادین هستند  . و در ذهن و زندگی شاعر و در ارائه ی حرف اثر مستقیم دارد .

" و آفتاب

برگ نامفهومی

که در هیچ صبحی طلوع نکرد " 11

با این همه شعر برای شاعر مفهومی دیگری دارد . حادثه ای در آمدن کسی یا چیزی  " پیامبر کوچکی

که مدام نازل می شود " تا با تلنگری ذهن شاعر را تکان دهد و او را به حقیقت نهفته آشنا کند .

"  این روزها،

مرگ فقط یک پرنده ی غمگینی  است

 که با بادها و /  بادبادکها     

 در بند بند  ِ شاخه ها می پیچد . 58

حوادث و اتفاقات محیط زندگی تکلیف شاعررا در تکوین شعر و ایجاد موقعیت جدید در بازتاب تفکر، مشخص می کند تا فضای نوتری بازکند و بتواند خواننده ی شعر را غافلگیرکند . زبانی که درعبوراز میان تجربه های موجود می تواند راهی نو در نوع بیان ایجاد نماید . و به اعتبار همین نگاه و با خلق زمینه های عاشقانه با احساس و عواطف موجود به شعر بلیغ برسد .

" تکلیف  ِ من                               

 تا به همیشه " دوست داشتن  ِ تو " ست                 

مثل  ِ نزول  ِ آیه ای                                                           

در شعرهای بلیغ 92

در این شرایط شاعر نگاه عمیق تری به جهان اطراف خود می اندازد . تا اتفاق تازه تری در ذهن شاعر و در ضمیر او شکل بگیرد . و طبیعت شاعر را متحول نماید و او را از تشویش ها و دلهره ها دور سازد . این اشتیاق شاعر را می توانیم در بیان او مرورکنیم

"  فکر کن به شعری که می تواند    

فقط، / پرنده باشد . . .

که در دور دست ها بال می کوبد . 10

هدف شاعر در این مجموعه عریان کردن و شفاف نشان دادن واقعیت ها ی موجود در زندگی است " مرا به روح آسمان بسپار" وقتی خورشید با اندک انتظاری طلوع می کند.

یک پنجره برای دیدن می خواهد تا حضور دوست را معنا کند . ورابطه ی درونی خود را با جهان آن سو پیوند بزند . " پنجره ای که هر بار چشم دریده تر/ خیابان ها را ورق می زند ." در این گونه دیدن شاعر می تواند بستری باز کند برای تعاطی افکار،عواطف و احساسات درونی و تعاملی ایجاد کند با کسی که شاعر را در انتظار نشانده است

" بر می گردی

نه شبیه یک پرنده ی خیس بر شاخسارِ پر تشویش پرواز!

نه شبیه ترنم زنگوله ای ،

که بی نفس در گوش دنیا می نوازد. 64

تمام آن چه موجب می شودتا شاعرمسیر تحولات ذهنی را در ارائه ی مضمون تغییردهد  و در تفکر خود و مخاطب شعر اثر بگذارد . همین بیان روائی و توصیف نوستالژی است که جهان هواهای تازه تر برای بیان خود خلق می کند .

" این روزها به چه فکر کنم

به اسکلتی که هربار از سایه ی خود می ترسد

به پرنده ای که بال هایش کشیده می شود

روی کوه ها ، / میان دره ها ؟!- 59

روش کاربردی شاعر در استفاده از عوامل زیباشناسی بیشتر با پرسشی از چرا و چگونه  و تردید همراه است.  از " کوچ ِپرنده ی گمنامی/ که شاخه ها را از یاد برده اند. " تا : ترسی که او را از سایه دوست هم دور می کند و به انتظار سبد های خالی ستاره شماری کند .

" این روزها دیگر ،

قلاب هیچ ماهیگیری روز را از شب

شب را از روز بیرون نمی کشد. " 58

در حالت های مختلف ترس ناشی از شرایط موجود موجب در هم ریزی خیال و خاطره در زبان شاعرمی شود و عواطف او را درگیر امور غیر منتظره می کند .

" می ترسم / در برزخ این همه پریشانی

دست های تو را گم کنم " 26

مضامین حاصل از ترس به اضطراب درونی سلبی ناز رستمی دامن می زند و مانور آن را بیش تر در ذهن و در زبان شاعر جاری می کند . " شاخه ، چه نسبتی با دستان تو دارد " که عشق را عامل نزدیکی به دوست نمی داند !

" پیش از آنکه نفس برآرم

تو دور می شوی.

چه جان کندن عجیبی / حتا ،

با لب فرو بستن و /  دم نزدن؟! - 87

می بینیم که با استفاده از ترکیب کنائی " دم نزدن و لب فرو بستن " به جان کندن حیرت آوری می رسد که با دانش ودرک این شاعر و منتقد حرفه ای شعر در تضاد است .

" حتا در خزان ترین  ِ آفتاب هم  

جهانی  می آشوبد درمن  

خواب  ِ قیلوله  کم از کابوس ندارد! " 103

با صراحت تمام تکلیف خود را با خودش روشن می کند . دلتنگی ، ترس ، سایه ، مرگ و سکوت را به راحتی دربیان شاعرانه جاری می سازد . به دنبال راهی است تا رندانه زمینه رهائی خود را از عوامل دست و پا گیر که او را دلگیر کرده است فراهم نماید .

" شناگر  ِ ماهری نیست                

گاهی در بیداری هم                  

غرق مان می کند ، مرگ ! 93

اگر چه عوامل فوق تاثیری در فرم و ساختمان شعر ندارند . اما نیت آن در ذهن شاعر موجب می شود تا به صورت ساده و گفتاری زمینه محتوایی شعر را حول همین محور های موجود بنا کند . لزوم چنین دیدگاهی موجب می شود تا آن چه در تخیل شاعر و در حافظه ی او وجود دارد . در محور هم نشینی کلام تناسبی بین آن ها بر قرار نماید .

" این روزها به آسمان هم شک می کنم

آن هنگام که زمین ،

در شلوغی اقیانوس ها و

رقص ماهی ها گم می شود." 64

به هر شکل ، شاعر با استعاره ، تشخیص ، مراعات نظیر ، واج آرائی در محور افقی شعر تلاش می کند تا با بیان تغزلی نشان دهد که " چشمانم / بی خواب تر از پلک پنجره " است .و هیچ شبی را تنها تر از مردمک ماه نمی بیند . واقعیت های دنیای پیرامون خود را با مخاطبان شعر خود در میان می گذارد . و تنهائی را در گستره ی معنا های متعارف این گونه تعریف می کند.

" این تنهایی ،

عجول تر از آنست که انگشت فرو کند

در چشمِ روزشمارهایی

که تو را با بادهای شبانه تخمین می زند " 76

از موقعیت نا به سامان دنیا که چنگ در خیال و خاطره می زند  سخن می‌گوید " حالا دنیا از خیال تو بیرون نمی آید "  و به نمایش همه ی دریافت های خود از زندگی می‌پردازد . " سبکبال تر به کوچه می روم " تا در انتقال عواطف بتواند زمینه ی وسیع تری از زندگی و جهان شاعرانه را ترسیم و در تلفیق امور حسی و انتزاعی موفق تر عمل کند

" چگونه بگویم که تو

پرنده ی غمگینی هستی

که از اشتیاق فصل ها کوچیده ای " 33

کنارهم گذاشتن کلمات و ترکیب های کلامی بنا به ضرورت و به صورت آگاهانه در یک مصراع می تواند محتوای شعر را قوی تر در یک قطعه نشان دهد . اراده ی آگاهانه ای که می تواند گشایشی در زبان شاعر ایجاد کند . تا " درسپیده دم کوتاه ترین روز " دلتنگی را از خود دور کند..

" بی گمان شلوغ تر از هرچه باد و باران

و درختی که بی هیچ جوانه ای،

تب تند رسیدن می گیرد." - 65

رمز و رازهای یک اثر هنری در پوششی از تناسب های عوامل سازگار زمینه بروز و ظهور اندیشه را برای سرایش شعر فراهم می کند . اگر شاعر با درک درست از هم نشینی کلمه در بافت افقی شعرهمخوانی ایجاد نماید . بی گمان تردید های موجود در تفکر او بدل به رسیدن ، امید وسازگار با روحیه ی شاعرانه می شود  .

" کاش یادم بماند

کنار پنجره چراغی بگذارم " 100

با و جود روشنائی و نور در فضای شاعرانه می تواند به آرامش  یک سیب برسد که در پشت همان پنجره و در تب سرخ می سوزد.  مثل چیز هائی که نمی بیند و در آفتاب اتفاق می افتد . در چنین شرایطی با استفاده از عناصر کلامی در بافت معنایی  زمینه را برای تصاویر دیداری و حسی آماده می سازد . تا روح کلام در نظر مخاطب آسان جلوه کند

" این روزها ،

هر نسیمی که می وزد

کوچ ِپرنده ی گمنامی ست که شاخه ها را از یاد برده اند." 64

بانوی شعر سلبی ناز رستمی تلاش می کند تا بستری تازه در میان رابطه ها باز کند . به دنبال صدائی است که عاشقانه تر از سکوت او را دعوت به دیدار ناگهانی کند . با نیمرخی از طلوع آب !

" حادثه ای

که در آمدن تو هست

بی گمان / در رد پای هیچ پروازی نیست " 11

مجموعه شعر " شلوغ تر از باد " با بیان غنائی  به برجسته کردن روایتی می پردازد  که حسی سخت عاشقانه دارد و بُرد عاطفی در بسامد بالائی توجه مخاطبان شعر را جلب می کند .

" نیمرخی که طلوع می کند از آب و آینه " - 35

می دانیم که زبان ، معیار مشخص برای شاعرانی محسوب می شود که در یک مجموعه شعر ، نظریه ی نقد ادبی را در خود داشته باشد یعنی به لحاظ( فکری ، ادبی و زبانی ) نیاز منتقدان شعر را برآورده کند چون شاعر حضور انسان را در طبیعت شعرجست و جو می کند

یک واکنش عاطفی موجب می شود که تفکر شاعر بر انگیخته شود  . و به شوق پرواز ، پَر باز کند و تن به کوچ نا به هنگام پرستو ها بسپارد  و با یک تبسم ساده ، رمینه ی تماشا را فراهم کند .

" همین یک لبخند خاکستری

و نگاتیو های سوخته

کافی است . " - 83                                      

 عناصر بی جان وقتی صفات و احساسات انسانی را می پذیرد ذهن شاعر را اندکی از مفاهیم معمول دور می کند . حتی می تواند تازگی و طراوت زبان امروز شعر را شکوفا تر از پیش گسترش دهد . و رابطه های دیگری خلق کند که دامنه ی نفوذ شعر را با انتخاب مناسب ترین کلمات و ترکیبات ( نه ترکیبات  وصفی و اضافی ) و تکرار که در طول این مجموعه بسیار دیده می شود در موقعیت جدید نشان دهد . به انتظار روز هائی بهتر از این روز ها که در برابر نگاه شاعر نشسته است .

" این روزها ،

هر نسیمی که می وزد

کوچ ِپرنده ی گمنامی ست که شاخه ها را از یاد برده اند.

این روزها به آسمان هم شک می کنم

آن هنگام که زمین ،

در شلوغی اقیانوس ها و

رقص ماهی ها گم می شود.(ص58)

       


نوشته شده در جمعه 21 خرداد 1395 ساعت 05:53 ب.ظ توسط سلبی ناز رستمی بارقه |


(تعداد کل صفحات:[cb:pages_total]) [cb:pages_no]
Template By : Pichak