تبلیغات
بارقه ی شعر و نقد - چند طرح از مجموعه شعر "فوج فوج فرشته می بارد"




بارقه ی شعر و نقد

کلمه پذیرنده نبود ، پوشاننده بود

1

وقتی می خندید،

قند توی دلم آب می شد.

نمی دانستم که این خنده ها

 از تلخی  شورابه ایپر می شود

که زخم های دلم را

تازه تر می کند!

2

مسافرِ آسمان بود

زمینی نبود

تا با پاره عکسی ،

انگشتری ،

سراغش را از ایستگاهی بگیرم

که خاکش ،

پشت به احتیاط هرچه مسافر

تعجیل می کرد.

3    

شکسته تر از نور

به اوج ،

خیره مانده بود.

به مأذنه ای از پرواز

وخاکدانی ،

که نماز قصرش

در رحیلِ

هیچ خاکی نگنجید.

 4            

  تو ،

شهید زنده ای

با هزار سرفه ی خونین

که با اولین تعارفِ سلام پرپر می شود.

ومن ،

فرشته ای کوچک

برهره ی دستانت ،

دعا می کند که ای کاش،

مرغ از قفس می پرید!

 

                


نوشته شده در چهارشنبه 9 تیر 1395 ساعت 09:44 ق.ظ توسط سلبی ناز رستمی نظرات |


(تعداد کل صفحات:[cb:pages_total]) [cb:pages_no]
Template By : Pichak