تبلیغات
بارقه ی شعر و نقد - « این اندوه شتک زده »




بارقه ی شعر و نقد

کلمه پذیرنده نبود ، پوشاننده بود


التماس نمی کنم

که سکوت چشمانت را ،

رها کنی در سکسکه ی بی واسطه ی اشک هایم!

 التماس نمی کنم که کنارم باشی

تا چنان کبوتری،

بر هره ی دستانم پهلو بگیری!

 

بهانه نیاور؛

خو کرده ام به گریه های گاه و بی گاه

و به این بالش پرکلاغی ،

که دنباله ی آوازش را

در تاریکی چشم های تو جار می زند!

 

هربار که ابرها خندیدند

هربار که بادها وزیدند

هربار که کاسه ی چشمانم 

پرشدند از ماه و ماهی

بی حافظه و

سرگردان

از زیر بارش این اندوه شتک زده ،

به جستجوی تنهایی ام بیا!


 از کتاب "شلوغ تراز باد"نشر هنر رسانه ی اردیبهشت 


نوشته شده در جمعه 8 مرداد 1395 ساعت 09:47 ق.ظ توسط سلبی ناز رستمی نظرات |


(تعداد کل صفحات:[cb:pages_total]) [cb:pages_no]
Template By : Pichak