تبلیغات
بارقه ی شعر و نقد - مفاهیمی وابسته و وارسته در مجموعه شعر شلوغ تر از باد از سلبی ناز رستمی -به قلم استاد ارجمند جناب آقای عابدین پاپی




بارقه ی شعر و نقد

کلمه پذیرنده نبود ، پوشاننده بود


"با التفات به تعاریف متفاوتی که اندیشمندان و اُدبا درباره ی شعر به تصویر کشانده اند اما از شعر می توان به عنوان نوعی جادوگر با مشخصه هایی فرآرونده نیز یاد کرد"

با التفات به تعاریف متفاوتی که اندیشمندان و اُدبا درباره ی شعر به تصویر کشانده اند اما از شعر می توان به عنوان نوعی جادوگر با مشخصه هایی فرآرونده نیز یاد کرد . بنابراین در هنگام سُرایش شعر بایستی مواظب و مراقب باشیم که ما شعر را بسُرائیم نه شعر مارا بسُراید ! به گونه ای که وقتی افسار ما در دست شعرباشد دیگر جایی و یا میدانی برای تاخت و تاز نمی ماند .

شاعر باید به مانند عقابی تیز چنگ باشد که از دور دست شعر را هم می بیند و هم آن را شکار می کند . بدین سان : « شلوغ تر ازباد» نامی است که خانم سلبی ناز رستمی برای مجموعه اشعارش گزینش کرده است . نام این مجموعه نوعی ارتباط معنایی را با طرح روی جلد کتاب برقرار می کند اما در خیلی از زوایا نام و طرح روی جلد مجموعه با محتوای اشعار مجموعه اغیار است زیرا که درون مایه ی اغلب اشعار شاعر عاشقانه _ اجتماعی است .

لذا این برقراری توأم با انتقاد و اعتراضی است که شاعر از واژه ی باد دارد و طبعن زاویه ی دید شاعر نسبت به این واژه مثبت و یا احیانن کارآمد جلوه نمی نماید . از این نگاه هر واژه ای دارای مؤلفه هایی مثبت و منفی است و از نگاه فلسفی و عرفانی نیز هیچ موجودی را نمی توان بی وجود دانست ولی این اظهار وجود به منزله ی مطلق بودن موجود نیست بلکه به مثابه ی نسبی بودن آن تلقی می شود .

بنابراین باد نیز اگر چه خانه های زیادی را ویران کرده است که همیشه خانه بدوش است و شُعرا نیز در همین زاویه و به عنوان نمادی از ویرانگری به آن نگاه می کنند اما محاسن و آموخته های تعلیمی و اجتماعی باد نیز در زوایایی دیگر قابل تمجید و تحسین می باشد که گمان می رود شُعرا باید نسبت به این واژه و واژه هایی از این فبیل نوع رویکرد خود را عوض کنند .

با این وجود، نام مجموعه را می توان نامی مفید فایده در دایره ی شعر و ادب برگزید زیرا که دارای زیرلایه هایی معرفت شناسانه و در زوایایی جامعه شناسانه است . اما در ارتباط با سُرایش های این شاعر درمجموعه ی فرآرو باید ابراز دارم که کارهای کوتاه ِ شاعر نسبت به کارهای بلند آن از حیث تصویر و معنا چربش بیشتری را نشان می دهند .

و البته برخی از اشعارِ تقریبا" ماکسی مالیزم این مجموعه نیز دارای سرشت و جوهره ای زیبا هستند که پشتوانه ی این اشعار را فکر و اندیشه ی شاعر تشکیل می دهد ولی درزوایایی دیگر اندیشه و فکر در بطن اشعار غایب است . دیگرنکته در اشعار خانم سلبی ناز رستمی گزینش و کاربرد دال و مدلول است که می توان گفت انتخاب نشانه های طبیعی و اجتماعی در شعر شاعر نمایان است اما شاعر در تبیین و تشریح این نشانه ها اگر چه در ابعادی و دربرخی از اشعارش زیبا ظاهر می شود ولی در زوایایی هم ضعیف عمل می کند که فکر می کنم برای نیل به مفاهیم و مصادیقِ دربطن نشانه ها ، مکان و زمان دو عنصر مهم به شمار می روند که بر اساس سیر زمان شاعر این دو را بیشتر تجربه خواهد کرد و با ساختار محکم تری از حیث زبان در شعر شاعر ، مواجه خواهیم شد .

Text یا به زبان فارسی «متن» نیز از دیگر عناصر سازنده ای است که د رهرنوشتاری اهمیّت و شاخصه هایی ویژه را به ساختار و محتوای آن نوشتار تسری می دهد. متن تنها به کلام محدود نمی شود بلکه می توان به هر بستری اطلاق کرد که تفسیر و فهم بر اساس آن انجام می گیرد . با این حال هر نوشتاری که از تفسیر و فهم و پنداشت های تاریخی ، و رویه های فرهنگی و اجتماعی و طبعن از همبستگی و ارزش های اجتماعی بدور باشد آن نوشتار را نمی توان نوشتاری متن محور و مانا به شمار آورد که در این مجموعه اگرچه نشانه هایی به چشم می خورد اما کافی نیست . زیرا که تِم و بافتار اشعار شاعر بیشتر به سمت فرآیندی انتقادی _ اعتراضی و در زوایایی عاشقانه در حرکت هستند که این روند بر بنیادِ دیالوگ طرح و بسته شده اند .

و دراغلب اشعار خانم رستمی، ما با زیر شاخه ی اصلی دیالوگ یعنی دیالوگ دوجانبه تصادم داریم که همیشه عشق و آن نگاه واسوختی به عنوان یک طرف از این دیالوگ نمایان است . و دیگر این که ، این دیالوگ ها گرچه در ابعادی از تفسیر و فهم و پنداشت هایی عاشقانه _ اجتماعی بهره مند شده اند ولی از جانبی دیگر دارای همبستگی و وارستگی تاریخی و فرهنگی ی ویژه ای نیستند و فکر می کنم نوعی حس شاعرانه در من فردی و اجتماعی شاعر وجود دارد که این نوع حس بر می گردد به زیست بوم و سلایق و روحیات فردی و اجتماعی خانم رستمی که درسیر زمان تجربه نموده اند و در زوایایی ازآن ها متأثر شده اند .

بدین ترتیب ، می توان مجموعه واقعیاتی را به عنوان نشانه و به قصد انتقال معانی خاص ، برای شنونده یا مخاطب در یک بافت معین در اشعار خانم رستمی مشاهده کرد که این مفاهیم همبسته و وارسته به عنوان ویژگی های فرآبخشی در شعر شاعر به شمار می آیند و امیدوارم که با التفات به شناختی که از خانم رستمی داریم در تولد و ترآوش های بعدی بتوانند با تطور بهتری از حیث زبان و بیان با بهره گیری از بستر های روز بهره مند شوند .

با هم به سُرایش هایی از شاعر در این مجموعه به شرح ذیل می پردازیم :

به کجا می توان پناه برد / از گردنه ی پر برف / آدم برفی!

کاری کوتاه که دارای ساختاری شاکله مند است و شاعر با استفاده از واژه هایی کوتاه و هم نوع ،شعر را دراندیشه ای بلند برای مخاطب تصویر می کند.

دارم می زند درختی / که از شکاف پنجره ی تو رویید / دارو درخت / چه پارادوکس عجیبی / که حلقه بر گردنم می زند؟!

زبان ساختاری شاعر زبان مستحکمی است که شعر را با متن و محتوایی محکم و پایدارمواجه می سازد . گزینش واژه ها با بهره گیری از صنعت آشنازدایی از جانب شاعر ، شعر را از حیث معنا و مفهوم و تصویر زیبا کرده است و این زیبایی از صنعت مراعات نظیر نیز بهره مند است چه این که واژه هایی چون: دار ، درخت، گردن، و حلقه خود مصداقی بارز در شعر شاعر محسوب می شوند .

باز نمونه:

لذت ِ از عشق گفتن /چیزی نیست که مرا به تو نزدیک کند / دورم / چنان ماه / که هر چه نزدیک آیی / دورتر می شود. شاعر با استفاده از صنعت تضاد به موسیقی درونی شعر حال و هوایی دیگر را جلا می بخشد به گونه ای که از دو واژه ی دور و نزدیک درجهت تثبیت زبان و متن خود بهره می گیرد و با استفاده از بستری ناتورالیست صنعت تشبیه را درشعر می آفریند تا شعر به دایره ی تصویر و معنا کشانده شود .

ودو برش از شعر « می ترسم» از شاعر به شرح ذیل:

آن دم که برف می آمد / شاخه های هیچ فصلی / سفیدتر از پیراهن تو نبود.

شاعر در فرآیند شعر می ترسم تنها در همین چندسطر و چند سطر پایانی که درپی خواهد آمد موفق نشان داده است . زیرا که در این بخش به زیبایی از صنعت تشبیه با بهره گیری از طبیعت استفاده می کند و در این تشبیه بکر با کارکشیدن از کلمات به نوعی خلاقیّت هنری در شعر دست می یابد . نوآوری در زبان و بیان نیز از دیگر آفرینش های شاعرند که درقالبی هنری تصویر می شوند و باز در ادامه ی می سُراید :

الفراق / از سکوت مرده ی این باغ / و درختی / که از حس بی برگی / بوی کلاغ گرفته است !

شاعر با استفاده از صنعت ایهام و مراعات نظیر در بطن شعر بی گمان شعر را هم ساختارمند کرده و هم با درونمایه ای زیبا مواجه ساخته است . ضمن این که ، گزینش واژه ی کلاغ با مهارتی خاص در شعر بکاررفته است که این فهم تخصص و شاعرانگی شاعر را نشان می دهد .

نتیجه این که ، مجموعه ی شلوغ تر از باد بیشتر به سمت و سیاق مفاهیمی وارسته و وابسته در حرکت است که بخش وارسته را دراشعار شاعر می توان نوعی آیدتیک برشمرد که به نوبه ی خود از نوعی هویت ادبی و هنری برخوردارند و اشعار بخش وابسته شاعر را می توان اشعاری به شمار آورد که از حیث معنی و مفهوم از قوه ی تکرار بهره می جویند که این روند نیز در اغلب اشعار شُعرا دیده می شود زیرا که تکرارگزینی چه از حیث ساختار و چه از لحاظ محتوا به دلایل متعددی در شعر همه ی ما وجود دارد و برای گذار و برون رفت از این مسیر نیاز به رویکردی جامعه شناسانه و روانشناسانه به ادبیات و شعر این کهن بوم را می طلبد که دردایره ی این قول نمی گنجد و مستلزم آن ، تحقیق و پژوهشی گسترده و علمی در این زمینه است .

                                                  عابدین پاپی


برچسب : این نقد را می توانید در سایت وزین آفتاب هم مشاهده نمایید.



نوشته شده در چهارشنبه 24 شهریور 1395 ساعت 04:03 ب.ظ توسط سلبی ناز رستمی نظرات |


(تعداد کل صفحات:[cb:pages_total]) [cb:pages_no]
Template By : Pichak