تبلیغات
بارقه ی شعر و نقد - شعر گفتاری را مدیون سید عالی صالحی بدانیم یا یدالله امینی (مفتون) كدام یك ؟!بخش دوم




بارقه ی شعر و نقد

کلمه پذیرنده نبود ، پوشاننده بود


بخش دوم:

مولفه های شعری مفتون امینی

1)شعر حسرت

   "شعرحسرت"درزبان ترکی به وفور یافت می شود. اما نوع بیان وهمچنین شیوه ی پردازش آن،کارهرکسی نیست. ولی مفتون عنان آن را هنرمندانه به دست گرفته ودرجنگل های سرسبزِآذربایجان به جولان درآورده است.در این وادی؛غم، عشق، فراق، وطن و...از پربسامد ترین واژه هایی می باشد که شاعررا به شکار آن ترغیب کرده است. واژه هایی که درآن بزرگی یک انقلاب،پیوندی ژرف وبنیادین را در وجودش فراگیر کرده تا از لحظه های فراموش نشده ی زندگی اش، قاب و قالبی زیبا بسازد.

2)شهریاردوم

   "شهریاردوم"خطه ی آذربایجان برای نخستین باردوبیتی(مفاعیلن مفاعیلن مفاعیل)را به صورت جدی وارد شعرترکی کرد.خواننده درشعرمشهور«عاشیقلی کروان»این نکته رابا بداهت درمی یابد که توفیق هر شاعری رامی توان ازهمان منظر زبانی درخدمت شرایط وموقعیتهای اجتماعی آن زبان قرارداد. این مجموعه فقط به زبان ترکی، شیرین و زیبا است ،چرا که بعضی ازاشعاربه هیچ وجه قابل ترجمه نیستند.گاهی ترجمه ها نمی توانندآن طور که شایسته است از عهده ی این رسالت به خوبی برآیند.

    مفتون در«عاشیقلی کروان» توانسته بااسلوبی استواروسخته به یک نگرش معتدل تری ازشعرترکی برسد. نگرشی بارویکردی کلامی،نوعی متفاوت سرایی چه درزمینه ی اجتماع، زندگی،عشق وچه با کارکترهای واقعی، منجربه تقویت همان اصالت هایی شده که درهمه ی زبان هاواصولا"درادبیات معاصر،بیانگرذوق و استعداد،قریحه وصفات،افکارو تصورات،عواطف واحساسات و...که هرکدام به شکلی درساختاراجتماعی، تاریخی، فرهنگی، وادبیات درخور تأمل و تعمق می باشد.

    ازرهگذر همین عوامل آثاراین شاعرگرانسنگ به لحاظ قالب،فرم و زبان ازشگردهای ادبی بهره برده است.زبانی نرم، موجز،فوق العاده توانا که به واسطه ی همین قدرتِ درون، تمام امکانات ادبی رابا همان ظرفیت ذهن خیال باف و شاعرانه، معیارهای ادبی اش را نیزاندازه بگیرد. غنای زبانش محصول بینش و منشی هایی هست که ازنحوه ی ارتباط با طبیعت،نگاه ژرف وچند سویه اش به دامنه ی بیکران هستی،بیش ازهرچیزدیگری به عمق گرایی شاعردامن زده است. ازاین روست که صنایع ادبی،متقابلا"با زبان پربارادبیات درجهت برجسته سازی های ظاهری کلام، تشبیه،استعاره، نمادهای غیرمستقیم و متناقض را به شکل هنرمندانه ای وارد اشعار ترکی و فارسی خود می کند.

بو نئجه دام دیر، بو نئجه نردووان؟!

بو نئجه یوخاریاچیخماق؟!

گورمه میشدیم؛پیلله لر او ستونده ده سؤزیازیلا

(اودا،نه ترسه-ترسه سؤلر)

بیر پیلله ده یازیب لار؛

«آغیر گلمه!»

او بیری سینده یازیلیب:

«یونگول چیخما!»

بیر آیری سیندادا، اوخویور سان کی؛

«آغایاغی نی حاق او ستونه قویما!»...

بوندا ایدی کی بیلمه دیم هانسی یاندان بوغونوق بیر سس گلدی

کی «اؤزونو یاهالتما کیشی!

یونگولچیخماماغی،ال ایچون یازیب لار

آغیرگلمه مگی، آیاق ایچون!»  3

     گرچه ساختمان فکری، اندیشه،تخیل، عاطفه از نظر پردازش زبان وخصوصیات دقیق شاعران با یکدیگر متفاوت عمل می کند به هرحال درک،در هرمخاطبی به وسیله ی ارتباط وابزار مادی چون زبان راحت تر صورت می پذیرد. چرا که هرچه اندیشه به رشد نهایی رسد،مرحله ی کمال طبیعی درهضم این پژوهش نیز به حد تعالی نزدیک می شود. هرچند شاعران با شبکه های ارتباطی احساس وعاطفه آخرین منزل نمورا زیربنای نیروی تعقل واندیشه می دانند؛ اما هیچ عاطفه ای به خوبی شکفته نمی شود مگراینکه ازطرف عقل وادراک کامل بوده باشد، شعری که بتوان در پناه آن به مزایای ظاهری و معنوی، علمی وایمانی دست یازید.نه اینکه رسالت شاعران بسط وتوسعه ی شعری به فراخور روزگارست خود یکی ازعوامل محبوبیت اجتماعی  ورمز نفوذ درروح وروان مخاطب به شمار می آید.

3)شعرگفتاری

    یکی ازویژگی های شعرامینی،نوعی شعرگفتاری مستقیم محض است.درحقیقت باقدرت میتوان گفت که مفتون آغازگر شعرگفتاری است. برای اولین بارشعرگویه ای(شعرکلامی یا گفتاری)ازاو درروزنامه بازار رشت درسال 1366که ویژه ادبیات بود،به چاپ رسید. حتی شاعرانی مثل صالحی که ادعای آغازگری شعرکلامی را دارند بعد ازمفتون به سرایش این نوع شعر رسیده اند. همین طورشاعرانی چون؛احمدی و بیژن جلالی نیز درکارنامه ی آثارشان، خود را به عنوان اولین کسانی معرفی کرده اند که به سرودن گویه اهتمام ورزیده اند،جای بحث دارد. اما تداوم این ادعا، فقط دراشعار کسانی چون صالحی ومفتون با قوت تمام ادامه دار بوده است. به قول شاعر:«خیلی ها ادعا کردن که این نوع شعر را شروع کرده اند، اما حقیقت این است که بنده و صالحی با قوت آن را ادامه داده ایم. هرچند کتابهای صالحی نیز خیلی بعد ازسال 66 که شعرگویه را سروده بودم، چاپ شدند درحالی که صالحی تا سال 67 شعری با عنوان گویه نداشت».

    باید بپذیریم که امینی هرچند شاعری عزلت نشین است؛اما این خلوت شاعرانه درحقیقت روح اشعارش را نه تنها تضعیف نکرده بلکه قدرت محتوی ودرونمایه ی آن همچنان برمدارهدفمندانسانی، انقلابی، اجتماعی،سیاسی می چرخد. حضور چنین اشعاری با روح وجان شاعرپیوندی ژرف داشته وهمین تعهد اخلاقی از وی شاعری با وجدانی آگاه ساخته است.

    امینی از شاعران قبل و بعد ازانقلاب است. زبان ،اندیشه وجهان بینی دراشعار بعد از انقلابش، شهرت بیشتری دارد.در شعرهایش؛طبیعت ورنگها، لحظه های شاعرانه ای را می آفریندکه گویی شاعر برای اولین بار این همه زیبایی را درک واز آن لذت می برد. گویه هایش نیزاز تعلقات و پیوستن به خیزاب های بالنده ی عشق ومعرفت خبر می دهد. 

    بعداز انقلاب نیزحال و هوای اشعارش همان فضای اجتماعی درجامعه ی کنونی است. عناصر زبان وایماژهای شاعرانه ازجمله شیوه های مضمون پردازی درمجموعه اشعارش به هیچ وجه قابل انکار نیست. هنرنمایی های موجود در شعر را با استادی تمام درخدمت محتوی ودرونمایه قرارمی دهد:ازاین روست که دراشعارش با فضایی پراز عشق ومحبت ودر همجواری این مهرورزی، کشاکش سختی ها و مصائب،مبارزه با بی عدالتی و...را با نگرشی عمیق و فلسفی دنبال می کند.شاعردرون گرایی که درورای صورت پدیده ها به جستجوی حقیقت نیز گریز می زند.

    اندیشه ازدیگر ملازمات شعری مفتون است که ازطریق تخیل، عاطفه، تصویر، قابل دریافت نیست، بلکه رنجی بس عظیم دربن مایه های شعرش نهفته که برخواننده ی اشعارش، دغدغه ای را برجا می گذارد که هیچ قدرت احساسی نمی توانداز زیر پوسته ی تأثیرگذارش برهد.  

    دراشعار امینی گزاره های پرسشگرانه، مخاطب را به یک پاسخ قطعی محتوم نمی کند، می کوشد تا خواننده را به میزان باور هزاران تصویر زنده که هرکدام به نوعی ازدیدگاه های متفاوت بیان می شود، دعوت می کند.«منِ»شاعری اش،یک فرد عادی جامعه است که سعی دارد با قدرت نفوذی کلمات، ازگذرگاه پر تنش اجتماع گذشته تا اثرگذاری آن را درروحیات زندگی اشخاص جستجو نماید.گاهی هم این«من» رهیافتی به خودشناسی ونقد خویشتنِ خویش می باشد که بیشترین دست مایه های اشعار مفتون را تشکیل می دهد. 

ازکه بپرسم

که چرا

درختانِ کج شاخه از باغ فضای بیشتری می گیرند

ودر مقابل نه چندان میوه ای می دهند و

نه چنان سایه ای

حال آنکه

رودخانه های شاخه گشا

که تشنگی خاکیان را می گیرند

دیرتر ئو باریک تر به دریا می رسند

همسرم از بالای سر

که نوشتن این سطرها را می دید

گفت

که این رودها تاوان آن درخت ها را می دهند

اما من و شما انسان ها

کدام جور هم کشیده ایم ؟» 4

    امینی شعرترکی نیزدرکارنامه ی ادبی خود دارد.اکثراشعار فولکوریک ترکی اش درونمایه ای ازعشق، همدردی،آرزو، وگاه باشمه ای ازیأس ونوامیدی همراه است.این دسته ازاشعارش درادبیات کلاسیک ترکی قابل تحسین وستایش می باشد.امینی تارو پودهای پنهانی احساسش راکه درحقیقت نماینگر رابطه ی شاعر با زندگی ونگرش عمیقانه اش به اجتماع است را طوری دراشعار ترکی اش بازتاب می دهد که گویی به مرحله ی تازه ای از شکوفندگی رسیده است. همان طورکه نیما می گوید:"درهیچ جا آفرینش هنری عوض نشده مگر نوع زندگی تغییرکرده باشد".بلوغ کلمات همراه با اندیشه،اثرش را باانعکاس مستقیمی ازتحولات چه درعرصه ی زندگی، عشثق،مرگ، انتظار وچه درانتقال پیام،شعری ملموس و محسوس دراختیار مخاطبِ امروزمی گذاردکه درآن الزام به موجز نویسی با هنرمندی سامان گرفته و به بار نشسته است.

    تشخیص به موقع مفتون درگزینش وچیدمان کلماتِ ترکی وگرایش به مقوله های متفاوت واشراف برآن،تقویت و تکثردر بازه های کلامی،خود می تواند دلیلی برتوانایی شاعردر شعرترکی نیز باشد. ازآنجا که اشعار ترکیِ وی ازروحیه ی آزادیخواهی،انتقادازجوروستم و...برخورداربوده،بازبان شیرین مادری به مبارزه بااستبداد،درماندگی ،تنهایی،فقر،حاشیه نشینی و...که یکی پس ازدیگری ازصبغه های کاملا"اجتماعی شاعراست که به جزدرمقوله ی«عشق» صریح و بی پرده ازآن دم می زند.

باهار یاخشی گونلریندن بیری دیر

گئجه یاغیشین دان قورتولان گوندوز ،گونه سرمیشن اته گین

                                                                     قورودور

هاواتاپ تمیز،یئل خوش،ایشیق لیق مهریبان ،واوفوق آچیخدیر

اییده لر،یونجالار،یاش تورپاقلار،اوره گه یاتان اتیرلری

                                              اووج-اووج داشیب،سپیرلر

مئشه دیبینده قوشلار،اوخوماقدان،اویناماقدان یورولماییرلار

تازاکند یولوندا، بیرآراباقیزگلین گولماقلارینی ،قایناماقلارینی

                                         خار-خارآپاریر(دئمه کی بیرطویاساری)

گیلاسلیق دا،اغلان اوشاقلاری،مکتب یورغونلوقلارینی،سرین-سرین

                                                    شیرین شیرین،سیلکه لیرلر

قازلار،چای چیمه ن ایچینده ،هانسی هیجان دان،آغ کؤینک لرینی ییرتیرلارمن

قیساآیاقلی،اوزون خه یال لی دور دوغوم برتپه دان انیره م

و،آغ داشلارلا،آلاقوزولاراورتاسیندان کئچیرر ه م

سونرا

یاشلی بیرچینارین جانا یاتان کؤلگه سینده او توروب

قیزیل شافاقلی

بیررؤیایه دالیرام

داها

یاخین داکی کیمی

نفسیمی ئوزگه نفسلره باغیلرام

سسیمی آیری سسلره قاتیرا م

دانیشیرام

اوخورام

گولوره م

آغلیرام بولاق باشیندا...5


نوشته شده در جمعه 2 مهر 1395 ساعت 04:58 ب.ظ توسط سلبی ناز رستمی نظرات |


(تعداد کل صفحات:[cb:pages_total]) [cb:pages_no]
Template By : Pichak