تبلیغات
بارقه ی شعر و نقد - "سربند كودكم"




بارقه ی شعر و نقد

کلمه پذیرنده نبود ، پوشاننده بود

گل می دهد

جای سوز خارهای روی پوستم

اینجا ،

بوی تو می چکد از باد

و روضه ای که بیرون می زند از ابرهای چفیه پوش!

به گمانم توفانی در پیش است

پشت همین خاکریزها وسنگر ها!

 

بی اختیار به کوچه می دوم

به رد مانده روی حاشیه های غروب

هزاران بار جیغ می زنم تو را

مثلِ آژیری ،

سر درلاکی می برم که کولاکش

فریادهای غایب این سینه اند!

 

لااقل؛

پلاکت را بفرست

نشانی ها نمی توانند گنگی این ذهن را

بدهد به دست حرف های نگفته ای ،

که روزی سر از خاک در می آورد

از سربند کودکم،

در ظهرهای عاشورا...


نوشته شده در دوشنبه 12 مهر 1395 ساعت 12:25 ب.ظ توسط سلبی ناز رستمی نظرات |


(تعداد کل صفحات:[cb:pages_total]) [cb:pages_no]
Template By : Pichak